تبليغاتX
موسیقی نامه
نقد صریح موسیقی

دوستان عزیز

دقت کرده اید چه قدر بعضی از آدم ها تنها هستند و چه تنها می میرند؟ قمرالملوک وزیری یادتان هست؟ یادتان هست وقتی که قرار بود در گراندهتل به صحنه برود، خیابان (آن موقع) بند می آمد؟ یادتان هست وقتی که  برایش دست می زدند، کف سن را لبریز از طلا می کردند؟ و یادتان هست که قمر همه ی آن ها را به مستمندان می بخشید؟ احوالی از هوشنگ استوار پرسیده اید؟ از قنبری مهر چه طور؟  و ... دیگرانی که بسیارند برای نام بردن و کمند برای ماندن؟

نوشته شده توسط خنیاگر در ساعت 21:21 | لینک  | 

جناب آقای مهدوی

مطمئن باشید که تنها جنابعالی نیستید که به ائمه ارادت دارید. امیدواریم سفارش های  سمفونیک تان به نام بزرگواران دینی ، در شأن و شخصیت آن ها ساخته شود و در این میان اتفاقاتی نیفتد که از نام آنان سوء استفاده گردد. در عین حال خاطرتان باشد که موسیقی ایران تنها به علیرضا افتخاری و سمفونی های سفارشی احتیاج ندارد. بودجه های میلیونی بیت المال را به درستی و به نیکی برای موسیقی خرج کنید. شما که تریبون های بی شمار در اختیار دارید، برنامه ی چهار مضراب که بیش تر به تسویه حساب شخصی تان با افراد می گذرد یا نشریه ی مقام موسیقایی که در آن نوشته های سفارشی شما و دوستان، که اغلب با اسم مستعار به چاپ می رسند و آن جا هم میدانی است برای تسویه حساب های شخصی تان. تریبونی که فقط در اختیار خودتانُ علیرضا میرعلینقی و برادران توحیدی است. بالاخره ما نفهمیدیم شما از آغاسی حمایت می کنید یا موذن زاده ی اردبیلی یا علیرضا مشایخی یا علیرضا افتخاری. به این نمی گویند دموکراسی، به این می گویندبی بند و باری و نداشتن خط مشی. به نظر می رسد شما در عرصه ی موسیقی همانند رییس جمهور روسیه، پوتین،در سیاست، عمل می کنید!

از شغل و امکانی که در اختیار شما قرار گرفته است، سوء استفاده نکنید. عرصه ی فرهنگ، پارکِ بازی نیست!

نوشته شده توسط خنیاگر در ساعت 21:12 | لینک  | 

آقای نادر مشایخی

ارکستر سمفونیک تهران بیش از هفتاد سال سابقه دارد و به همین مقدار برای آن هزینه ی مادی، علمی و  نیروی انسانی صرف شده است. ارکستر سمفونیک تهران اشخاصی چون مشکات را به خود دیده است. بزرگان جهان با این ارکستر کار کرده اند. این ارکستر آثاری از "مادرنا" ُ " پندرسکی" و مدرنیست های بزرگ دیگری را اجرا کرده است و همین طور کلاسیک های بی شماری را. در نیمه ی اول دهه ی پنجاه این ارکستر می رفت تا با ارکستر های بزرگ جهان قیاس شود. توجه داشته باشید که این ارکستر تملک شخصی جنابعالی نیست. به عناوین مختلف نقد شدیدُ، آنهم منفی، چه از سوی منتقدین، چه از سوی موسیقی دانان و کارشناسان و چه از سوی مردم. نوازندگان ارکستر هم که از شما ناراضی اند، البته به غیر از چند خانم جوان، که احتمالاْ به اقامت و سفر به وین می اندیشند!!! اهالی مرکز موسیقی هم که از اعنراض گذشته و به فریاد رسیده اند.

به وین باز گردید و ما را با تاریخ و ارکستر و موسیقی مان تنها بگذارید. قرار  نیست هر کس پدرش چندرغاز شهرت دارد  و طبعاْ ارتباطاتی هم، تاریخ و فرهنگ را به گند بکشد. شما هر چه قدر هم که برای خودتان بزرگداشت علم کنید، فیلمساز دست و پا کنید، عکستان را به جلد مجله ها بچسبانید، مصاحبه های فرمایشی فراهم کنید، نمی توانید جایی در موسیقی ایران برای خودتان باز کنید. این جایگاه ها را تاریخ تعیین خواهد کردُ همان گونه که هدایت را به زور و زر  داخل تاریخ نکرده اند و نمی توانند از آن بیرون کنند.

 

نوشته شده توسط خنیاگر در ساعت 20:40 | لینک  | 

آقای محمد رضا لطفی

نسل موسیقی امروز ایرانُ دچار بحران هویت و مخاطب شده است.و بخش تربیتی اش که مربوط به جامعه استُ بی بنیه و نا استوار است. از نوشته های آنان درباره ی خودتان دلگیر نشویدُ جایگاه شما در موسیقی ایران به ثبت رسیده است. موفق و پیروز باشید.

نوشته شده توسط خنیاگر در ساعت 20:25 | لینک  | 

جامعه ی موسیقی ایران، جامعه ای بیمار است و نسل امروز موسیقی، بیمار تر از نسل قبل. در این وبلاگ کوشش می شود که به بحران های موجود در این جامعه، دلایل شکسته شدن ارزش های موسیقایی، چهره های قلابی، فعالیت های مافیایی موسیقی، بی ثباتی نسل گذشته در مقابل ارزش هایش و هزاران گفتنی نا گفته ی دیگر پرداخته شود. موضوعاتی که جسارت واگویی شان وجود ندارد، به روشنی بیان نمی شوند یا بی اهمیت تلقی می شوند.

با هدف گسترش فضای نقد و بررسی موسیقی ایرانی و موسیقی دانان ایران، وبلاگی صریح با رویکردی انتقادی پیش روی شما خواهد بود.

نوشته شده توسط خنیاگر در ساعت 16:6 | لینک  |