پدر و پسر (شجریان) شما را به شنیدن صدای گرمشان دعوت می کنند. شجریان بزرگ، که صدایش بسیار دلپذیر است، سالهاست که بدون دغدغه ی مالی در این سو و آن سو می خواند و می گردد و می...
درود بر او و تلاش فوق العاده اش و صدای گرمش که به همه ی ما لذت و آرامش داده است. راستی این بار مثل این که اعلام کرده اند این کنسرت به باغ بم ربطی ندارد، به زلزله زدگان، یتیمان و ... هر بدبخت و بیچاره ی دیگری هم ربط ندارد. نوزده هزار بلیت، هر کدام بیست تا سی هزار تومان برای گروهی چهار، پنج نفره، نزدیک به یک میلیارد سود دارد. صد میلیون آن را هم بگیرید( دست بالای بالا) برای کل هزینه ها. پنجاه میلیون هم بدهد به دوستان نوازنده (دست بالا). می ماند هفتصد، هشتصد میلیون (دست کم) برای چند شب. کدام سرمایه داری طی چهار پنج شب این قدر پول به دست می آورد؟ که البته این ها به ما ربطی ندارد، همین طور که نوازندگان و خوانندگان دربار هم به ما ربطی نداشتند. فقط می خواستم بگویم خیلی از علاقمندان موسیقی مانند من، که با صدای سال های اواخر پنجاه و اوایل شصت آقای شجریان، که صدایشان رنگ و بوی اجتماعی و مردمی داشت، اُخت شده اند، شاید دلشان بخواهد دوباره کنسرت این بزرگوار را، که همیشه هم اعلام کرده است خاک پای ملت ایران است، دوباره ببینند. آیا هنوز شجریان بزرگ خاک پای ملت ایران است؟ یا باید بگوییم چشم به جیب ملت ایران است؟ تا کنون او را شجریان بزرگ می خواندم، و حالا به بعد او را شجریان سرمایه دار خواهم نامید. هر سرمایه داری ممکن است مردم را دوست بدارد و تا حد توان به آن ها نیز کمک بکند. اما اگر سرمایه داری قصد کمک به ملتی را دارد، بهتر است به جای این که از آن ها پول بگیرد، شرایط را برای نوزده هزار بیننده ای که جیب های خالی دارند و به فکر خاک پایشان همیشه بوده اند، فراهم کند.
فروش بلیت اینترنتی با کارت سامان دیگر چه صیغه ای است؟ پاسخش را شنیده ایم: برای جلوگیری از بازار سیاه بلیت. وقتی که پاواروتی کنسرت می دهد، و به جای نوزده هزار نفر، صد و نود هزار نفر و گاه هم بیشتر، به دیدن کنسرتش می روند، نه بانک سامان وجود دارد، و نه اینترنت، و نه بازار سیاه. چرا که آن ها تفکر سرمایه داری ندارند و اگر هم داشته باشند، حداقل با مریدان و دوستدارانشان رفتار تبلیغاتی نمی کنند. به ملت بگویید از فردا نان برای هر نفر سه عدد، امشب تمام خانه ها خالی می شوند و جلوی نانوایی ها صف های کیلومتری. این روش تبلیغاتی است که در ایران بسیار خوب جواب داده است.
یادتان هست چند سال، پیش شجریان سرمایه دار اعلام کرد که دیگر در ایران کنسرت نخواهد داد. اما یک سال طول نکشید، چه کنسرتی! اما وقتی پاواروتی اعلام می کند که کنسرت نمی دهد، واقعاً نمی دهد. این را گفتم که بدانید این هم یکی دیگر از روش های تبلیغاتی آقای شجریان است. خدا کند در هیچ جای دیگر ایران، زلزله نیاید. خیلی ها از بین می روند، خیلی ها یتیم می شوند، خیلی ها هم سرمایه دار.
به امید روزی که زلزله نیاید، سیل نیاید، باغ ها از ازل آباد باشند، و کسی برای کنسرت به نفع زلزله زدگان پول ندهد.
داریم بزرگوارانی را که سال هاست کنسرت می دهند، مشکل مالی فراوان هم دارند، طرفدار هم دارند، اما هنگام کنسرت به هدف بالایی- موسیقی- می اندیشند، نه پول. بهمن رجبی را حتماً می شناسید.